السيد الخوئي ( مترجم : الشيخ جعفر السبحاني )
42
مرزهاى اعجاز ( فارسى )
قصيده « 1 » از بهترين اشعار ، انتخاب نموده و آنها را با آب طلا بر روى پارچهء كتانى نوشته و به ديوار كعبه آويخته بودند ، به همين مناسبت قصايد برگزيده را « مذهبه » ( طلايى ) مىناميدند . « 2 » شعر و ادب در نزد مردان و زنان عرب ، اهميت بسزايى داشت . تمام آنان به شعر و خطابه و استماع كلمات بليغ علاقهء مفرطى از خود نشان مىدادند و « نابغهء ذبيانى » يگانه قاضى و داور آنان در شعر بود . او به هنگام حج به بازار « عكاظ » « 3 » مىآمد . براى او خيمهء سرخ رنگى از چرم مىزدند و شعراى عرب از نقاط مختلف عربستان در آن نقطه گرد مىآمدند و اشعار خود را كه در طول سال گفته بودند بر او عرضه مىداشتند تا او دربارهء آنها داورى نمايد . « 4 »
--> ( 1 ) . منظور معلقات سبعه است كه از ميان اشعار زياد دوران جاهليت ، انتخاب شده و سرايندگان آنها عبارتند از : امرء القيس ، طرفة بن عبد عيسى ، زهير بن ابى سلمى ، لبيد بن ربيعه عامرى ، عمرو بن كلثوم ، عنترة بن شداد و حارث بن حليزه يشكرى . و گاهى مذهبه به يكى از قصايد هفتگانه مىگفتند كه از نظر فصاحت و بلاغت نسبت به سبعهء معلقه در درجهء دوم قرار داشته و مجموع آنها را « مذهبات » مىنامند . مترجم . ( 2 ) . العمدة ، تأليف ابن رشيق ، ج 1 ، ص 78 . ( 3 ) . عكاظ بازارى بود ميان نخله و طائف و كلمه عكاظ در لغت به معنى مفاخره است و اجتماع در آن نقطه براى مفاخره ، از آغاز ماه ذى قعده شروع مىشد و تا بيستم آن ادامه داشت . مترجم . ( 4 ) . شعراء النصرانية ، ج 2 ، ص 640 ، چاپ بيروت .